تبلیغات

نامه ها
سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
نامه ها - سید علی صالحی
متن کامل مجموعه نامه ها اثر بی نظیر سید علی صالحی
ازاونجایی که مابه فکرمردم هستیم خواستیم در مصرف سوخت وهزینه اونها صرفه جویی بشه تمام کتاب شعرهایی که ازشاعرانه قدیمی بود جمع کردیم..تاشمادیگه برای خرید یه کتاب به درب مغازه نروید $
*برای اینکه کتاب رو دریافت کنیددرقسمت خبرنامه زیر ساعت وبلاگ عضوشوید وبه جای خالی بالا اسم نویسنده که با رنگ سبز درلیست مشخص شده رو بنویسید.یادتون نره اسم کتابش هم که بارنگ قرمزمشخص شده رو هم بنویسید وایمیل خودتون رو برای ما بگذارید سعی کنید آدرس ایمیل رو درست وارد کنید،چون کتاب به آدرس ایمیل ارسال می شود.
لیست کتابها
مصاحبه مدیر وبلاگ با گلشیفته فراهانی بازیگر سینمای ایران وجهان

سلام عرض میکنم وخوشحالم که با شما مصاحبه میکنم
سوال: اگه میشه ابتدا خودتونو معرفی کنید واگه امکان داره سال تولد و.....؟
جواب:گلشیفته فراهانی هستم درسال1362 متولد شدم درتهران پدرم بهزادفراهانی ومادرم فهیمه رحیم نیا وخواهرم رو که همه میشناسن شقایق فراهانی.
سوال:کاره سینما روچگونه شروع کردی؟
جواب:دانشجوی رشته موسیقی از دانشگاه جامع علمی کاربردی ام. بازیم در سینما رو ام....م بافیلم «درخت گلابی» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» آغاز کردم.
در فیلمهای «درخت گلابی»، «زمانه»، «بوتیک»، «اشک سرما»، «به نام پدر»، «میم مثل مادر»، «گیس بریده» و «سنتوری» بازی کردم. بازیم توی درخت گلابی به عنوان بهترین بازیگر نقش اول جشنواره انتخاب شد. و برای بوتیک و اشک سرما سومین بازیگر جشنواره؛ بهترین بازیگر هشتمین دوره جشن خانه سینما و بهترین بازیگر زن جشنواره بزرگ سه قاره (نانت فرانسه) بعداز اون شدم.
سوال: می تونم بپرسم چندتا جایزه بردید؟
جواب: برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از بخش بین الملل شانزدهمین جشنواره فیلم فجرشدم. بهترین بازیگر بیست و دومین جشنواره فیلم فجر در دو فیلم « بوتیك » و « اشك سرما » دوباره شدم.
سوال:فیلماتونو خودتون نام ببرید؟
جواب:
- درخت گلابی (داریوش مهرجویی - 1376)
- هفت پرده (فرزاد مؤتمن - 1379)
- زمانه (حمیدرضا صلاحمند - 1379)
- جایی دیگر (مهدی کرم پور - 1381)
- بوتیک (حمید نعمت الله - 1381)
- دو فرشته (محمد حقیقت - 1381)
- اشک سرما (عزیز الله حمید نژاد - 1381)
- بابا عزیز (محمد ناصر خمیر - 1382)
- ماهی ها هم عاشق می شوند (علی رفیعی - 1383)
- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)
- گیس بریده (جمشید حیدری، 1384)
- میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور، 1385)
- سنتوری (داریوش مهرجویی، 1385)

سوال :بعداز فیلم بهتره بگیم هالیوودی تون الان چکار میکنید؟
جواب:کار خاصی انجام نمیدم!!!
با عرض تشکر فراوان از خانم فراهانی یه سری مطلب هم من خودم از بعضی سایتهای خبری گرفتم که براتون میخونم.........
براى یادآورى گلشیفته فراهانى نیازى نیست به ذهنمان خیلى فشار بیاوریم. او از همان اولین فیلمش آشنا بود. جلوه اى از تمام دختران ساده، صمیمى و البته كمى شیطان و سبك سر ایرانى در بازى او نمایان بود و همین آینده درخشانى را براى او قابل پیش بینى مى كرد. گلشیفته فراهانی اولین حضورش در سینما با درخت گلابی بود. وقتی قرار شد داستان گلی ترقی توسط داریوش مهرجویی ساخته شود، محمدرضا شریفی نیا كه همكار شقایق فراهانی بود عكس های گلشیفته را نزد مهرجویی برد و مهرجویی طی چند تست، فراهانی را برای نقش «میم» درخت گلابی برگزید. صداقت و به نوعی ساده بودن میم و در عین حال شیطنت اش باعث شد تا شخصیتی به وجود بیاید كه در كنار تمام مشكلات طول فیلم لبخند بزند، روی درخت برود، بدود و بی اعتنا به خواستگارها بازی با بچه های دیگر را ادامه دهد. درخت گلابی گامی موفق برای فراهانی به سوی دنیای سینما بود. گامی كه باعث شد تا رشته دانشگاهی اش موسیقی را رها كند و مجذوب سینما شود. فراهانی بعد از درخت گلابی، نقش كوتاهی در هفت پرده را مقابل مهدی احمدی بازی كرد. فرشته ای كه برای دادن یك پیغام سعی می كند یكی از جوان های هفت پرده را از ناامیدی دور كند. او دومین كارش را برای كارگردانی انجام داد كه برای اولین بار فیلم می ساخت و لذت كار با فرزاد موتمن را هرگز فراموش نكرد. در فاصله ای نه چندان زیاد «زمانه» حمیدرضا صلاحمند ساخته شد. اما این بار فراهانی در زمانه آن گلشیفته بااستعداد نبود؛كه این امر را میتوان در عوامل وكارگردانی فیلم جستجو كرد به علت اینكه این فیلم جزء بدترین فیلم های بازیگران مطرحی چون هدیه تهرانی ومحمد رضا گلزار هم بود هرچند حتی خودش هم می گوید تا به امروز هرگز فیلم را ندیده است.
فراهانی مدتی از سینما دور بود سپس با دو فیلم موفق بوتیك و اشك سرما، دوباره همان موفقیت درخت گلابی و هفت پرده را تجربه كرد. در بوتیك، اتی دختری فراری وخودسر است كه نمونه های آن در جامعه امروز بسیار به چشم می خورد. اگر چه حمید نعمت ا... هم زحمت زیادی برای درآمدن حس هر كدام از كاراكترهایش كشیده و شاید نتیجه زحماتش هم این بود كه بوتیك فیلم برگزیده هیات داوران و فیلم اول بیست و دومین جشنواره فیلم فجر شود. فراهانی بعد از بوتیك، در اشك سرما هم بازی كرد. نقش روناك، یك چوپان كرد كه لهجه و بازی او، كاملاً متفاوت از فیلم های قبلی اش بود. در آوردن لهجه كردی در آن فضای غیرقابل باور، نشانه تمرین زیاد فراهانی برای این نقش بود. اشك سرما در جشنواره به نمایش درآمد، با اقبال تماشاگران روبه رو شد و حالا چند روزی است كه برپرده رفته تا در اكران عمومی با مخاطب امروزی ارتباط برقرار كند؛. در كنار این دو فیلم گلشیفته فراهانی در جایی دیگر فیلم متفاوت مهدی كرم پور هم بازی كرده است. رها دختری جنوبی و آبستن در فیلم جایی دیگر است كه درگیر یكسری مشكلات می شود. شاید بتوان گفت كه فراهانی برای نخستین بار نقش یك زن كامل و باردار را هم در این فیلم پذیرفته؛ نقشی كه تاكنون از او در فیلم هایش ندیده بودیم.
گلشیفته فراهانی پیش از شروع كار در سینما، در چند تئاتر و كار عروسكی در كنار پدرش فعالیت كرد. اما بازیگری او را از موسیقی دور كرد.. تندیس جشن هشتم خانه سینما در شرایطی به فراهانی تعلق گرفت كه او در ایران نبود و برای نمایش اشك سرما در ژاپن به این كشور سفر كرده بود؛ جایزه ای كه پاسخی به همه تلاش های این بازیگر در سال قبل و نقش آفرینی های متفاوتش بود. پس از این فیلم ها گلشیفته فراهانی در بندر انزلی مقابل دوربین بهار خزر فیلمی از دكتر علی رفیعی رفت. او این بار در مقابل رضا كیانیان یكی از بازیگران با تجربه كار كرد. گلشیفته تجربه بازی در پروژه های فرا مرزی را هم دارد. او در این مدت در بابا عزیز مقابل دوربین ناصر خمیر كارگردان تونسی و در دو فرشته مقابل دوربین محمد حقیقت، ایرانی مقیم فرانسه رفته است. فضای تئاتری كار رفیعی كه احتمالاً فضایی فوق العاده برای بازی گلشیفته رقم زده و كار در دو فیلم متعلق به موج جشنواره ای می تواند سبب شناخته شدن فراهانی در خارج از كشور و حتی كسب جوایز بین المللی برای او شود؛ كه همانا كسب مقام بهترین بازیگر زن در جشنواره نانت فرانسه(جشنواره فیلم سه قاره)بودگلشیفته فراهانی بازیگری است كه مرز میان نوجوانی تا جوانی در سینما را با زحمت فراوان و با موفقیت پیموده و حالا می تواند در اندیشه تثبیت خود به عنوان یك ستاره در سینمای ایران باشد. بازیگری كه در این سال ها همیشه سعی كرده به دور از سایه پدر و خواهر بازیگرش و فراتر از مرزهای خانواده، نشان دهد نه یكی از بچه های سینما و نه از نسل دوم سینماست. او به عنوان یك بازیگر مستقل حالا آنقدر به موفقیت رسیده كه كسی نتواند با این جملات، بازی های درخشانش را زیر سؤال ببرد. فقط نگاه كنید به بازی او در صحنه روی پل فیلم بوتیك در مقابل محمدرضا گلزار و البته صحنه ای كه در غار فیلم اشك سرما سعی می كند خودش را راضی كند تا كاوه با بازی پارسا پیروزفر را هدف قرار دهد. حركات صورت و نوع واكنش او به موقعیت در این دو صحنه از این دو فیلم كافی است تا باور كنیم سینمای ایران یك بازیگر تمام عیاررابه جمع معدود بازیگران اینگونه اش در تاریخ خوداضافه كرده است..

یاتو شعرامو میسوزونه
تا دوری از خونه
این خونه ویرونه
حال منم پریشون
شب جای چشماتو نمی گیره
اشک از چشمام سیره
میریزه میمیره
دلم آروم نمی گیره
با منو دلتنگی تو این چار دیواری
تنها مونده از تو یه عکس یادگاری
مردم از صبوری از این همه دوری
میگی طاقت بیار آخه بگو چجوری
دیگه نمی تونم دور از تو بمونم
دلتنگتم زود بیاااااااا
تا روی ماه تو نمی بینه
دل رنگ شادی رو نمی بینه
سهمه دلم اینه
تنها و غمگینه
یه روزه خوش نمی بینه
تا روی ماه تو نمی بینه
با منو دلتنگی تو این چار دیواری
مردم از صبوری از این همه دوری
میگی طاقت بیار آخه بگو چجوری
دیگه نمی تونم دور از تو بمونم
میخوام از تو بگم تا آخر دنیا
دلتنگتم زود بیاااااااا
تا روی ماه تو
سهمه دلم اینه
مصاحبه مدیر وبلاگ آودیو-مکس«حسین» با محسن چاوشی

سوال:محسن جان سلام عرض میکنم ودوست دارم با اینکه مردم شمارو می شناسند اما خودتونو معرفی کنید وبگید که بچه کجائید وبقیه جزئیات ....؟
جواب: فرزند محمدرضا چاووشی واکرم مدرس در خرمشهر در سال1355 به دنیا اومدم. در سال 61 در بمباران هوایی عراق مادر و یک خواهر خود(مهلا) را از دست دادم؛.سپس با پدر خود و خواهر کوچکترم (مهتاب)به نازی اباد تهران عزیمت کردیم؛ تا سوم دبیرستان در مدرسه شهید شریعتی درس خوندم و دیپلم ادبیات خود را در سال 69 گرفتم؛ سپس در شمال تهران در فنی حرفه ای در رشته برق کشی تصمصم به ادامه تحصیل گرفتم در همان سال با دختری(شقایق ر...) که در همان خیابان (ملاصدرا)زندگی میکرد اشنا شدم و طرح یک دوستی را با هم ریختیم. در سال 71 دیپلم فنی خود راگرفتم و در همان سال شقایق که از یک خانواده پولدار شمال تهران بود در یک قرار رابطهش رو بامن تموم کرد؛ودرروز آخر یه گیتار به عنوان یادگاری برام خرید؛دوسال گذشت وبعد در موسسه ای با حامد هاکان آشنا شدم.وباحامدشروع کردیم به ساخت اولین آلبوم که قبلا محمد نوری اونو خونده بود.این البوم در پاییز 1382 بدون اجازه وزارت ارشاد روانه بازارهای گرم اینترنتی شدکه این کار یک سال بعد در البوم خود کشی ممنوع تاثیر خودشو گذاشت وبعدباعث شد که موسسه آوای غربت وجواز کار حامد هاکان وچندتا از دوستاش لغو بشه .
سوال:چقدر بد اما اشکالی نداره!!!!!؛می خواستم ببینم می تونم ازت درباره خصوصیاتت واخلاقیاتت بپرسم؟
جواب: من اخلاق خاصی دارم؛من کمی زودرنج و عصبی هستم .
سوال: هدفتون از زندگی چیست؟
جواب : ” اینکه بتوانم یک زندگی سالم داشته باشم برای رسیدن به کمال روح ”
سوال:ازدواج کردی؟می تونید تاریخشو بگید؟
جواب: بله..تاریخشو نه..........
سوال:چندتا کنسرت اجرا کردی یا قرار اجرا بشه؟
جواب: هیچی ...اما اگه خدا بخواد یدونه در راهه مطمئن باشید
سوال: چندتاکار پخش نشده و آماده پخش دارید؟
جواب: تعدادی از کارهای قدیمیم هستند که هنوز پخش نشده اند و شاید هیچ گاه پخش نشن.آخریشم که ژاکت بود.
سوال:یه توضیح کوچیک درباره آلبوم های قدیمی ترت؟
جواب:
نفرین
« نفرین » یا « کفترچاهی » قرار بود تحت عنوان « عاقبت عشق » و با مجوز ارشاد پخش بشه اما این اتفاق نیفتاد
خودکشی ممنوع
دومین آلبوم بود و حامد هاکان و محسن یگانه به عنوان همخوان منورو همراهی کردن .
لنگه کفش
سومین آلبومم بود
متاسفم
چهارمین آلبوم پخش شده و اولین آلبومی بود که با کاور ، در فروشگاه های موسیقی به فروش رسید . فرزاد فرزین ، محمد جاسمی ، محسن یگانه ، اردشیر عزیزدوست ، عابد بسطامی و … از همخوان های من در این آلبوم بودند
یه شاخه نیلوفر
یه شاخه نیلوفر ، پنجمین آلبوم رسمی و اولین آلبوم مجوز دار بود
خب در پایان برای محسن عزیز ارزوی موفقیت روز افزون همراه با خوشبختی را از خداوند خواستاریم....{باتشکر مدیر وبلاگ}

گفته مدیر وبلاگ :توی این 15روز حدودا خیلی سعی کردیم با بعضی از هنرمندان مصاحبه کنیم اما نشداما بایک هنرمند دیگه مصاحبه ای رو ترتیب دادیم که تقدیم حضورتون میکنم!!!
مصاحبه مدیر وبلاگ با نیوشا ضیغمی بازیگر تلوزیون وسینما

سوال:سلام عرض میکنم و می خوام ازتون خیلی مختصر خودتون رو معرفی کنید فقط اگه مانعی نداره بعضی سوالات کلیشه ای رو اگه مقدوره خودتون توضیح بدید ممنون میشم بفرمائید؟
جواب:
از بازیگران كانون سینما گران جوان (ورودی سال 1382) هستم که بلافاصله پس از پایان دوره آموزشی خودم مشغول به كار در عرصه حرفه ای سینما و تلویزیون شدم.
فارغ التحصیل روانشناسی كودك هستم...
متولد 18 تیر سال 1359 تازگی ها نامزد کردم که همسرم درکار هنری فعالیت نداره. دوره بازیگری كانون سینما گران جوان رو با سریال «در چشم باد»مسعو جعفری جوازانی در سال 1382 کار حرفه ای را آغاز کردم.یک سال بعد با بازی در فیلم«تر دست»محمد علی سجادی تجربه ی زیادی کسب کردم.بعد از تجربه «تردست » محمدعلی سجادی برای بازی در فیلم «شوریده» در اواخر سال 1383 انتخاب شدم. در جشنواره 24 فیلم فجر نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن شدم .
بعدش در سال 1385در «پارک وی » بازی کردم. همیشه می دانستم و اعتقاد داشتم که مرز بین داشتن و نداشتن ، تصمیمی و اراده ایست استوار. پس خواستم که بروم. راه سخت بود ، باید بسیار می آموختم و تجربه می کردم؛باید از خودم کس دیگری می ساختم ، اما عشق ، عشق رسیدن به هدف هر روز در من پر رنگ تر شد.عشق و اراده به یاریم آمدند تا به هدف نزدیک شوم و هر روز به شکرانه این عشق تلاش می کنم قدمی به سوی راههای بزرگتر بردارم ، مبارزه کنم و امیدوار باشم...
سوال:توضیح خیلی خوبی بود ودربردارنده همه سوال ها بود فقط چندتااز اگه میشه خودتون معرفی کنید ممنون میشم؟
جواب:پرستوهای عاشق (به سوی آفتاب) **دموكراسی تو روز روشن **زمهریر اخراجیها 2 **تلافی** توفیق اجباری** قرنطینه** اخراجیها** پارك وی** حس پنهان **گناه من** تردست** شوریده** مواجهه**

باتشکر از خانم ضیغمی وممنون از حسن توجه شما بازدید کنندگان وبلاگ آودیو مکس(مدیر وبلاگ)


نمای داخلی سینما شقایق

نه من سراغ شعر میروم
نه شعر از منِ ساده سراغی گرفته است
تنها در تو به شادمانی مینگرم ریرا
هرگز تا بدین پایه بیدار نبودهام.
از شب که گذشتیم
حرفی بزن سلامنوش لیمویِ گَس!
نه من سراغ شعر میروم
نه شعر از منِ ساده سراغی گرفته است
تنها در تو به حیرت مینگرم ریرا
هرگز تا بدین پایه عاشق نبودهام
پس اگر این سکوت
تکوین خواناترین ترانهی من است
تنها مرا زمزمه کن ای ساده، ای صبور!
حالا از همهی اینها گذشته، بگو:
راستی در آن دور دستِ گمشده آیا
هنوز کودکی با دو چشمِ خیس و درشت، مرا مینگرد؟!

من هیچ نگفتهام الا بی نامتر از همیشه
که خطابت کردهام ای کلمه، کبوتر، ای قرائتِ سبز!
من هیچ نگفتهام الا بینشانتر از همیشه
که اشارتت کردم ای پونه،پریچه، ای پریچه، ای دخترِ صبور!
من هیچ نگفتم الا بیکستر از همیشه ...
که ناگهان نفهمیدم از کجا کبوترانی بیسر درهم شدند
و خانه پر از بوی سکوت و کلید و یک معنی دیگر شد.
آیا باد بر خواب آب، خوابِ ترا دیده است!؟

من راه خانهام را گم کردهام ریرا
میان راه فقط صدای تو نشانیِ ستاره بود
که راه را بیدلیلِ راه جسته بودیم
بیراه و بیشمال
بیراه و بیجنوب
بیراه و بیرویا
من راه خانهام را گم کردهام
اسامی آسان کسانم را
نامم را، دریا و رنگ روسری ترا، ریرا
دیگر چیزی به ذهنم نمیرسد
حتی همان چند چراغ دور
که در خواب مسافرانْ مرده بودند!
من راه خانهام را گم کردهام آقایان
چرا میپرسید از پروانه و خیزران چه خبر
چه ربطی میان پروانه و خیزران دیدهاید
شما کیستید
از کجا آمدهاید
کی از راه رسیدهاید
چرا بیچراغ سخن میگوئید
این همه علامت سوال برای چیست
مگر من آشنای شمایم
که به آن سوی کوچه دعوتم میکنید؟
من که کاری نکردهام
فقط از میان تمام نامها
نمیدانم از چه "ریرا" را فراموش نکردهام
آیا قناعت به سهم ستاره از نشانیِ راه
چیزی از جُرم رفتن به سوی رویا را کم نخواهد کرد؟
من راهِ خانهام را گم کردهام بانو
شما، بانوْ که آشنای همهی آوازهای روزگار منید
آیا آرزوهای مرا در خواب نیلبکی شکسته ندیدید
میگویند در کوی شما
هر کودکی که در آن دمیده، از سنگ، ناله و
از ستاره، هقهقِ گریه شنیده است
چه حوصلهئی ریرا!
بگو رهایم کنند، بگو راه خانهام را به یاد خواهم آورد
میخواهم به جایی دور خیره شوم
میخواهم سیگاری بگیرانم
میخواهم یکلحظه به این لحظه بیندیشم ...!
- آیا میان آن همه اتفاق
من از سرِ اتفاق زندهام هنوز!؟

پَر پَر پَر ... پرندهئی میآید
صاف از مقابل بید و آلوی پیر
میرود تا نمیدانم آن کجا ...!
شاید آنجا بر شاخههای خزانی باد
نُکنُکِ بوسه و رضایت رویا لانه کرده است
آنجا ستاره حتما فهمیده که بید هیچ نسبتی با باد بدآیند ندارد
اما پروانگانِ درهی دربند هنوز از روز پیلهکُشان میترسند
با این همه ما میدانیم
آنجا هنوز کسی در انتظار ماست
خمیده و خاموش
چانهِ بر کفِ دست و آرنج بر کمانهی زانو
بانو، چشمانتظار ستاره و آهو.
منبع:
http://www.seyedalisalehi.com
بارانی ام , بارانی ام , بارانی از آتش
یك روح بی پروا و سرگردانی از آتش
.
این كوچه ها , دیوارها , اصلاً تمام شهر
سوزان و من محبوس در زندانی از آتش
.
اهل غزل بودم ، خدا یكجا جوابم كرد
با واژه ای ممنوع ، با انسانی از آتش
.
بی شك سرم از توی لاكم در نمی آمد
بر پا نمی كردی اگر طو فانی از آتش
.
تا آمدی ، آتشفشانی سالها خاموش
بغضش شكست و بعد شد طغیانی از آتش
.
كاری كه از دست شما هم بر نمی آمد
من بودم و در پیش رویم خوانی ازآتش
.
این روزها محكوم ِ اعدامم به جرم عشق
در انتظارم بشنوم ، فرمانی از آتش
(رادان) 1389
**(بارون)**
ببار با رون دلم تنگه
غروب جاده دلتنگه
دلم دیگه نمی خنده
آخه قلبم پر از درده
همه فکرام پریشونه
همه خوابای من شومه
صدای نبض هر لحظه
نمی خونه نمی خونه
دلم بی تو پر درده
وجودم بی تو دل سرده
چرا عشقم نمی فهمی
درونم بی تو پژ مرده
*****(رادان)*****
از خواننده گان گرامی موسیقی تقاضامی شود برای همکاری با آقای رادان در زمینه ی شعر با این شماره تماس حاصل فرمایند
: 09367338336
گفت وگوی مدیر وبلاگ آودیو مکس با مهشید نویسنده وبلاگ آودیو مکس
سوال : سلام مهشید جان اگه می تونی خودتو معرفی کن وبگو چه جوری به گروه ما پیوستی تا مردم باتو بهتر آشنا بشن؟
سلام من مهشید هستم 17سالو 5 ماهمه
جواب: من به وسیله ساناز به گروه آودیو مکس اومدم والان خوشحالم که به این گروه پیوستم بعدبا حسین مدیر وبلاگ آشنا شدم که قرار شده مطالبی را درباره موسیقی وهنر ایرانی در وبلاگ قرار بدم البته من خودم یه وبلاگ خودمونی دارم که چون موضوع خاصی رو پوشش نمی ده زیاد کارایی نداره وفقط مخصوص دوستانمه که قرارامو باهاشون میذارم
آدرس وبلاگم WWW.MAHSHID-SELF.BLOGFA.COM اگه نظرتونو دربارش بدید ممنون میشم
سوال: الان راضی هستی که با گروه آودیومکس کار میکنی؟
جواب:اولش زیاد مشتاق نبودم اما الان که امتحاناتم تموم داره میشه وقت بیشتری دارم وخوشحالم که بتونم مطالبی روارائه کنم تا خواننده های وبلاگ راضی باشن وبه دوستانشون وبلاگ مارو معرفی کنند
سوال:درآینده می خوای چکاره شی؟
جواب:اگه خدا بخواد رادیولژی رو خیلی دوست دارم
سوال:چند نفرید منظورم چندتا خواهر وبرادر داری؟
جواب:خودم هستم ویه خواهر کوچکترم دارم!!!!!!!!
سوال:خواهرتم دوست داره به گروه ما کمک کنه؟
جواب: تاحالا ازش نپرسیدم ******
سوال: بهترین کسی که تو زندگیت هست وبهترین دوستتو نام ببر؟
جواب:بهترین کس تو زندگیم پدرومادرم هستن بااینکه بعضی مواقع خیلی گیر میدن اما دوست شون دارم وبهترین دوستم نازی هم کلاسیمه..............
مرسی که با ما محاسبه کردی

حالا خبر به خواب مادرانمان میبرند
دیگر نه جامههاشان را بشوئید
نه شب را به تفال از ترس گریه سر کنید
باید باد بیاید و از عطر پیراهن ما بگذرد
باید باد بیاید و از مرهم سووشون سخن بگوید
باید باد بیاید و با دیدگان ما دیدهبوسی کند
باید باد بیاید و ... نمیدانم آیا سفر
سرآغازِ رازی از وعدهی رجعت است؟
نه ریرا!
فقط آن روز که در غفلتِ شب و روز خویش
خسته از خوابِ مردگان به خانه باز میآمدیم
نزدیکترینِ عزیزانِ ما
در چارچوبِ دری دور پدیدار شدند
نگاهمان کردند، رفتند و دیگر باز نیامدند
حالا خبر به خوابِ مادرانمان میبرند
دیگر این قمریان مرده در انجماد باد
رویای آشیانه نخواهند دید!
حالا ساده و بیسایه میآئیم
همانجا در اندوهِ آدمیان از مِه به در میشویم
دمی نزدیکتر از ارواحِ گمشدگان گریه میکنیم
بعد هم باد میآید و دیگر هیچ!